کاپتان امریکا در دادگاه

طبیعت شر و زشتی داخل آدم‌ها – این‌که شرارت چطور روی اشخاص مسلط می شود و سرمنشأش کجاست و یا این که که می باشد – جزء غنی‌‌ترین و قدرتمندترین معنی ها ارائه شده در قصه‌هاست . به خاطر همین هنگامی سریالی می بینیم که می‌خواسته سراغ این معنی و مفهوم برود اما نتوانسته آنطور که درخور این مسئله‌ی پیچیده‌ است به آن بپردازد , سرخوردگی‌مان بسیار می گردد . ایراد سریال دفاع از جیکوب , تازه‌ترین ساخته‌ی اپل تی او پلاس , این نیست که چیزی برای بیان کردن ندارد . نقص‌ اینجاست که منظور از هر دری حرف بگوید .

کریس ایونز در نقش اندی باربر , دادستان ناحیه‌ی کلان‌شهر بوستون ظواهر شده که زمانی پسرش جیکوب ( جدن مارتل ) به قتل همکلاسی‌اش جنایتکار میشود , معاش خنده رو و بی‌دغدغه‌اش به نیز می‌ریزد . اندی و همسرش لوری ( با بازی میشل دوکری , که درحال حاضر خیلی از فضای اشرافی دانتون ابی بدور شده ) می بایست با این تامل کنار بیایند که پسر دلبندشان شاید یک هیولاست . اندی اقداماتی ترتیب می دهد تا آنچه از نگاه خودش عدالت میپندارد برقرار شود . در بالا که مسئول پرونده است و نیز بعدا که اورا از آن کنار میگذارند , کارایی می‌نماید با روش‌های متعدد و به کار گیری از منزلت خودش و یا این که رفاقتی که با مسئولین پرونده داراست , همکارانش را وادار نماید تا مسیری مغایر آنچه شواهد نشان می دهد پی بگیرند و به‌این روش از پسرش نگهداری نماید .
در زمان‌هایی نیز که پیگیر این فعالیت نیست , سراغ بابا در زندانش ( جی کی سیمونز ) میرود , اما خیر برای این که پس از سال ها دوری مجدد با وی صمیمی شود , میخواهد ببیند پسرش جیکوب از حیث ژنتیکی قابلیت و امکان شرور بودن را دارااست و پدرش ژن مخربی به وی منتقل کرده یا این که خیر .

کارایی اندی برای مراقبت از جیکوب و دستکاری‌هایی که روی سیستم قضایی اعمال مینماید تا برای پسرش امکاناتی به‌وجود آورد که برای همگی در اختیار نیست , مؤلفه‌ی دراماتیک و درگیرکننده‌ای برای هر داستانی به حساب می آید , البته انگار خویش سریال این دوگانگی و ویژه‌خواری را خیلی به رسمیت نشناخته . صرفا باری نیز که نقدی قابل اشاره بدین اخلاق و رفتار در سریال مطرح میگردد , جایی است که همکار اندی با بازی بتی گبریل میگوید حال که به وی نیاز پیدا کرده , می خواهد با چرب‌زبانی و ادعای صمیمیت , متقاعدش نماید که به وی یاری دهد . در حالی که تا تا قبل از این خیلی به همکارانش نزدیک نمیشد و فاصله‌اش را در توان یک رابطه‌ی حرفه‌ای مراقبت میکرد . اما چه بسا نقدش را قدری جدی‌تر نمیکند تا به عنوان مثال بگوید جیکوب به واسطه‌ی نژاد و رنگ پوستش , از تجهیزات ویژه‌ای برخوردار شده که بچه‌ی وی ندارد .

سوال‌هایی که راجع به وجود یک گونه ژن شرارت در جیکوب بیان شده و چه بسا تا جلسات دادگاه وی نیز کشیده می‌گردد , انگار در سریال دور از شوخی گرفته نشده و مشاجره و جدل‌هایی سطحی و درجاهایی بی‌مزه صورت داده . پابلو شریبر و چری جونز که هردو بازیگران خیلی خیر می‌باشند , مشاجره می نمایند که آیا پدربزرگی که‌این نوپا ابدا تا به اکنون ندیده‌اش و خبری از اون نداشته , ممکن است کودک را در معرض شرارتی قرار داده باشد که اورا وادار به قتل نماید یا این که خیر . خلل این نیست که از اینجور بحث‌ها در دادگاه‌های حقیقی مطرح نمی شود , راستش هر رخداد دیوانه‌واری که فکرش را بکنید در دادگاه‌ها می‌ افتد . البته اینجا عنوان کردن دعوا شرارت ژنتیکی با فضای عصاقورت‌داده و خیلی دور از شوخی سریال نمی‌خواند و خارج میزند .
اما کلاً , مخلوط بازیگران با استعداد این سریال انگار نتوانسته‌اند از پس شرایط دشوارشان بر بیایند . میشل دوکری , که با سریال بی‌خدا نشان اعطا کرد میتواند نقشی غیرانگلیسی را به نیکی ایفا نماید , اینجا نتوانسته آنطور که می بایست یک بوستونی تمام عیار به لحاظ رسد , بیان کننده لهجه‌ی منحصربه‌فرد بوستونی مجدد هنرپیشه دیگری را به هچل انداخته . کریس ایونز نیز سعی کرده از شمایل راهبر ایالات متحده خارج بیاید و این کارش قابل تحسین است , اما هنوز نیز رگه‌هایی از خلق گرم و دوستانه‌ در وی ما‌نده و با لحنی که کارگردان مورتن تیلدوم مورد علاقه داشته نمی‌خواند . وجنات این این انسان طوری است که انگار چه بسا یک شب تلخ و بدون نور نیز در زندگی‌اش نداشته – احتمال دارد یک بعدازظهر سنگین وزن را پشت رمز گذارده باشد , اما تهش همین است – و برای همین درونگرایی و ناراحتی‌اش را یقین نمیکنید .

دفاع از جیکوب تا پایانی دقایق نصیب پایانی‌اش نیز تلاش مینماید روی مخاطب تاثیر سنگینی بگذارد و با بازگشت و ضربه‌ی نهایی‌اش نیز می‌خواسته تمامی را غافلگیر نماید , البته مباحثی را که در قصه‌اش مطرح کرده دور از شوخی نگرفته و مخاطب نیز توقع بیشتری ندارد . مباحثی که به خودی خویش جالب و درگیرکننده میباشند .

در‌صورتی‌که صرف عملکرد و نیت برای ساخت یک سریال عالی کافی بود , دفاع از جیکوب می‌توانست فی مابین شایسته ترین مینی‌سریال‌های سال جاری قرار بگیرد . اما در فعالیت , دفاع از آن مقداری مشقت بار شده .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

خروج ضعیف ترین اثر حاتمی کیا

ی خرداد 4 , 1399
حسین معززی‌نیا درین متن کوتاه آورده است : ‌ «سه شب پیش , خروج ( ابراهیم حاتمی‌کیا ) را دیدم . سه دیروز , البته هنوز آن‌قدر حیرت‌زده‌ام که نمی‌توانم چیزی بنویسم متناسب با این شگفت‌زدگی‌ . توقعی نداشتم . برخی یادداشت‌ها و اظهارنظرها را خوانده بودم , البته تصور می کردم نهایتش این است که با چیزی در توا‌ن «دعوت» , یا این که «موج مرده» مواجه خواهم شد . تاءمل میکردم بدتر از آن‌ها , یا این که «به اسم پدر» که نمی‌تواند شده باشد . البته «خروج» باورنکردنی است . به نتیجه‌ی […]
فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس